به نام آنکه بنیاد جهان کرد
عیان نقش زمین و آسمان کرد
بعارف نور قلب و ذوق جان داد
بیان معرفت بعد از عیان داد
به عقل آموخت ادراک حقایق
زبان را ساخت بر گفتار لایق
صفی تایید از آن جان جهان یافت
سر اندر راه عشقش داد و جان یافت
بخلقان وصف آن ذات و صفت کرد
جهان را پر ز حرف معرفت کرد
ولیکن روزگاری شد که لب را
نجنبانیدم از نعتش ادب را
بیادش بسکه بودم محو و خاموش
سخنها بود از یادم فراموش
چنان دل با خیالش توامان بود
که نامحرم میان ما زبان بود
بناگاه آمد از غیبم خروشی
مگر میگفت در گوشم سروشی
کز آن شاهی که خلاق جهان است
تو را توفیق دیگر همعنان است
پس از نعت رسول و جانشینش
علی و اهل بیت طاهرینش
کز آنها باز باب معرفت شد
معین معنی اسم و صفت شد
شد امر او که در شرح مقامات
بیان سازی رموز اصطلاحات
به وصف حسن آن دلدار جانی
ز سر گیری در این پیری جوانی
اگرچه برتر از وصف و بیان است
منزه ذاتش از نام و نشان است
نه لا در ذات او گنجد نه الا
برون است از اشارت هم ز ایما
ولیکن از پی اعلام و اشعار
که هر جا جلوه چون کردهاست دلدار
بیان کردند درویشان آگاه
علامات صحیح از منزل و راه
نمود او جلوهها از حسن و قامت
به صوفی سیرتان بهر علامت
که گر دلدادهای را باز جویند
ز حسن او به پیشش باز گویند
تو گر دلداده و شوریدهجانی
به علم و اصطلاح صوفیانی
صفی را جوی و از وی وصف او پرس
شهود عارفان را مو به مو پرس
نیابی ور صفی را در زمانی
طلب کن نظمش از صوفی نشانی
کنی گر زبدهالاسرار را گوش
به عمر خود دمی ننشینی از جوش
به دستت ور که عرفان الحق آید
به دل ابواب توحیدت گشاید
کنون در نظم این بحر حقایق
ز کونینم بود قطع علایق
پی تاریخ داند تا که سالک
ز هجرت شد هزار و سیصد و یک
به این تاریخ هم آمد مطابق
کتاب حق شود بحر الحقایق
هم از عمر صفی پنجاه رفته
در این ره با دل آگاه رفته
به عهد ناصرالدین شاه قاجار
که چون او خسروی نامد جهاندار
به رأی روشن و اخلاق نیکو
عجب نبود که برد از خسروان گو
در ایران تا که این شه تاجور شد
بنای ملک بر علم و هنر شد
به شهر ری که شه را پای تخت است
صفی را مسکن از اقبال و بخت است
ز یزد و اصفهان و هند و شیراز
چو گشتم لامکانی خانهپرداز
گشودم رخت عشق لاابالی
به شهری چون بهشت عدن عالی
در اینجا تا به اقبال شهنشاه
شود گسترده خوان نعمتالله
مگر کز فقر و توحید مسلم
نباشد ناقص این ملک منظم
به درویشان دعای شاه حتم است
که بر وی وصف شاهی جمله ختم است
جهان تا هست او را بنده باشد
به عمر و عیش خوش پاینده باشد
خدایا چون بسوی تست سیرم
بود تا عاقبت باشد بخیرم
گرم توفیق بخشی در مقالات
به نظم آرم رموز اصطلاحات
به ترتیب تهجی راز گویم
اشارتها ز هر جا باز گویم
ز توحید و مقامات و مراتب
ز افعال و صفات و ذات واجب
ز امکان و وجوب و قید و اطلاق
ز عبد و رب هم اعمال و اخلاق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان شناخت و معرفت از خداوند و سرشت عالم هستی میپردازد. شاعر با نام و صفات خدا شروع میکند و به عارفان و بلاغت کلام آنها اشاره میکند. وی از عشق و ارتباط معنوی سخن میگوید و به وضوح میرسد که گویای حقیقتها تنها از سوی خداست. شاعر از دوران خود و ویژگیهای حکمرانی ناصرالدین شاه و تأثیر آن بر علم و هنر در ایران یادآوری میکند.
همچنین، شاعر به جستوجو و پرسش در مورد صفی و معرفت عارفان تأکید میکند و میخواهد که علم و درک عمیق الهی را از طریق روشهای صوفیانه بیابد. در پایان، او از خداوند طلب توفیق و هدایت میکند تا بتواند رموز و اصطلاحات معرفت را به بهترین نحو بیان کند.
هوش مصنوعی: به نام خالقی که جهان را به وجود آورد و شکل زمین و آسمان را مشخص کرد.
هوش مصنوعی: یک عارف، روشنی قلب و لذت روح را به انسان میبخشد و معرفت را پس از مشاهده و درک عمیق، به ما نشان میدهد.
هوش مصنوعی: عقل به ما آموخته است که چگونه حقایق را درک کنیم و زبان را برای بیان آنها به کار بریم.
هوش مصنوعی: صفی، که همان جان جهان است، در مسیر عشق به محبوبش مورد تایید قرار گرفت و با این سفر، جان تازهای یافت.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خالق، ویژگیها و صفات خود را در آفرینش نشان داده و جهان را سرشار از کلمات و نشانههای معرفت کرده است.
هوش مصنوعی: اما زمانهای فرا رسید که از ذکر ویژگیهای او، حتی لب هم نجنباندم و به احترامش خاموش ماندم.
هوش مصنوعی: به خاطر او همیشه خاموش و بیصدا بودم، به حدی که هیچیک از حرفها و کلمات از ذهنم نمیگذشت و همه چیز را فراموش کرده بودم.
هوش مصنوعی: دل من آنقدر به او وابسته بود که حتی حضور فردی غریبه نمیتوانست مانع ارتباط ما شود.
هوش مصنوعی: ناگهان صدایی از عالم غیب به گوشم رسید، گویی که کسی در گوشم نجوا میکرد.
هوش مصنوعی: از آن پادشاهی که خالق جهان است، تو را موفقیت دیگری مقدر شده است.
هوش مصنوعی: پس از توصیف پیامبر و جانشین او علی و خانواده پاک او
هوش مصنوعی: از آنها دریچهای به سوی شناخت گشوده شد و مفهوم اسم و صفت روشن گردید.
هوش مصنوعی: فرمان او بر این است که رموز و اصطلاحات را در توضیح مقامات بیان کنی.
هوش مصنوعی: به توصیف زیبایی آن معشوق، جانم را از اول دوباره جوان میکنم، حتی در این سن و سال.
هوش مصنوعی: ذات خداوند فراتر از هر گونه کلام و توصیف است و عاری از هرگونه اسم و نشانی است.
هوش مصنوعی: نه وجود او در هیچ چیز نمیگنجد و نه از هیچ اشارهای فراتر میرود.
هوش مصنوعی: اما پس از معرفی و نشانههایی که در هر جا نشان از زیبایی محبوب است.
هوش مصنوعی: در ویژان آگاه نشانههای درست از مسیر و منزل را تشریح کردند.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به زیبایی و جذابیت ظاهری کسی دارد که حقیقت و معنی عمیقتری را به صوفی نشان میدهد تا بتواند نشانههایی از آن را دریابد. زیبایی و قامت این شخص به عنوان وسیلهای برای جلب توجه و شناخت عمیقتر در نظر گرفته شده است.
هوش مصنوعی: اگر عاشقی را دوباره بخواهند، از زیباییاش پیش او یاد خواهند کرد.
هوش مصنوعی: اگر تو عاشق و سرشار از شور و شوقی مانند صوفیها باشی،
هوش مصنوعی: به دنبال صفی باش و از او درباره ویژگیها و خصوصیاتش سوال کن. همچنین جزئیات تجارب عارفان را دقیقاً بپرس.
هوش مصنوعی: اگر در جایی صفی را نیافتی، در زمانی مناسب از یک صوفی نشانه یا راهنمایی برای یافتن آن بگیر.
هوش مصنوعی: اگر به دانشمند بزرگ گوش ندهی و از او یاد نگیری، هرگز نمیتوانی در زندگیات به آرامش و پایداری دست یابی.
هوش مصنوعی: اگر به علم و دانایی و شناخت ایمان داشته باشی، در قلبت درهایی به سوی یکتایی و خداشناسی باز خواهد شد.
هوش مصنوعی: اکنون در این دنیای گسترده حقایق، از دو دسته مادی و معنوی جدا شدهام.
هوش مصنوعی: با مطالعه تاریخ، متوجه میشویم که زمان سفر آغازین این شخص به سال ۱۳۰۱ هجری شمسی مرتبط است.
هوش مصنوعی: در این تاریخ، طبق آنچه در کتاب حق آمده، حقیقتها به ظهور میرسند.
هوش مصنوعی: نیمه زندگیام را پشت سر گذاشتهام و در این مسیر با دانایی و آگاهی پیش رفتهام.
هوش مصنوعی: در زمان ناصرالدین شاه قاجار، که او به عنوان یک پادشاه بزرگ و مقتدر شناخته میشد، رونق و شکوفایی در کشور تجربه میشد.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که شخصی با عقل روشن و اخلاق خوب بر پادشاهان و بزرگان پیروز شود.
هوش مصنوعی: زمانی که این پادشاه در ایران به تخت نشست، پایهگذاری کشور بر اساس علم و هنر آغاز شد.
هوش مصنوعی: شهر ری که به عنوان پایتخت شناخته شده، جایگاهی دارد که با خوش شانسی و سرنوشت خوب برای زندگی مردمش فراهم شده است.
هوش مصنوعی: از شهرهای یزد، اصفهان، هند و شیراز که گذر کردم، به این نتیجه رسیدم که خانهسازان و معماران این مناطق بسیار هنرمند و خلاق هستند.
هوش مصنوعی: عشق را همچون لباس راحت و بیخیالی به شهری دلپذیر و زیبا مثل بهشت پوشیدم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خوشبختی و موفقیت به سراغ پادشاه بیاید، سفره نعمت خداوند در اینجا پهن خواهد بود.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که این سرزمین منظم و مرتب نقصی داشته باشد مگر اینکه به خاطر فقر و یکتاپرستی پابرجای مسلم باشد؟
هوش مصنوعی: دعای درویشان برای شاه ضروری است، زیرا همه ویژگیهای شاهی در او جمع شده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که جهان وجود دارد، انسان باید به آن خدمت کند و از زندگی و لذتهایش به خوبی بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: بار خدایا، چون به سوی تو میروم و در مسیر تو هستم، امیدوارم سرانجام کارم به خیر و صلاح ختم شود.
هوش مصنوعی: اگر توفیق و موفقیت درکارها را به من عطا کنی، میتوانم به صورت منظم، نکات و رازهای اصطلاحات را بیان کنم.
هوش مصنوعی: رازها را با دقت و به ترتیب بیان میکنم و نشانهها را از هر مکانی برایت توضیح میدهم.
هوش مصنوعی: از یکتایی خداوند و جایگاهها و درجات مختلفش، از کارها و صفات و ذات او سخن میگوید.
هوش مصنوعی: این بیت به بررسی مفاهیم فلسفی و اخلاقی میپردازد. در آن به تأثیرات روابط میان انسانها و خدایان، همچنین به شرایط وجود و عدم وجود، و محدودیتها و آزادیها اشاره میشود. بهطور کلی، بحث بر سر نحوه تأثیرگذاری این مفاهیم بر اعمال و رفتارهای انسان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.