کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب
تا شد غزال چشم سیه رام آفتاب
زان دم که ماه روی تو را دیده ام به خواب
هرگز نبرده ام به غلط نام آفتاب
زان رو که ناز گوشهٔ ابرو بود بلند
مه می شود هلال به پیغام آفتاب
لعل لبش به چشم سیاهش نمی رسد
نسبت به جام می نکنم جام آفتاب
آغاز مهر نیم دمی صبح صادق است
یک شام بیش نیست سرانجام آفتاب
هر شب برای داشتن [پاس] خاطر است
مشعل فروزی فلک و بام آفتاب
هرگز نیافت روزی خود غیر قرص نور
تا لقمه خوار خوان تو شد کام آفتاب
هرگز ندیده ایم سعیدا ز مفلسی
یک خرقهٔ درست بر اندام آفتاب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است که با توصیفهای شاعرانه بیان شده است. شاعر میگوید که موی زیبای معشوق به مانند دام آفتاب افتاده و چشمهای سیاه او شبیه به غزالی رام هستند. از زمانی که صورت معشوق را در خواب دیده، هیچگاه آفتاب را به عنوان منبع روشنایی دیگر نمیشناسد. ابروهای او مانند هلال ماهند و لبهایش به زیبایی چشمهایش نمیرسند. شاعر همچنین میگوید که عشق و محبت در صبح آغاز میشود و هر شب فقط برای ایجاد خاطرات زیباست. او دلیل خوشبختی را در آغوش گرفتن نور عشق میداند و بر این باور است که هیچ کس نمیتواند جز به نور عشق به خوشبختی دست یابد. در نهایت، شاعر با تأکید بر فقر مادی، به این نکته اشاره میکند که عشق و زیبایی فراتر از داراییهای مادی است.
هوش مصنوعی: موهای تابدار تو همچون دام آفتاب، باعث شد که غزالی با چشمان سیاه به دام بیفتد و آرام شود.
هوش مصنوعی: از زمانی که ماه روی تو را در خواب دیدم، هرگز به اشتباه نام آفتاب را نیاوردم و در خواب نیز آرام نگرفتهام.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه زیبایی و نازکی گوشهٔ ابرو جذاب است، ماه به شکل هلال در میآید تا پیام آفتاب را بپذیرد.
هوش مصنوعی: رنگ لبانش به زیبایی چشم سیاهش نمیرسد و من هیچگاه آن را با ظرفی که نور خورشید را میتاباند، مقایسه نمیکنم.
هوش مصنوعی: این خط بیان میکند که شروع مهر (ماه مهر) مانند یک لحظه کوتاه از صبح زود است و در واقع، بیشتر از یک شام (غروب) برای خورشید وجود ندارد. به عبارتی دیگر، نشاندهنده گذرا بودن زمان و لحظههای زندگی است.
هوش مصنوعی: هر شب برای آرامش خاطر، آسمان با نور ستارهها و خورشید در روز روشن میشود.
هوش مصنوعی: هرگز نتوانست روزی خود را جز از نور ماه بدست آورد، تا زمانی که لقمهای از سفره تو برداشت و کامش از نور آفتاب پر شد.
هوش مصنوعی: هرگز ندیدهایم که فردی در فقر و تنگدستی، لباسی به زیبایی و درستی بر تن داشته باشد، مانند آفتاب که همیشه درخشان و زیباست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.