هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگی
می زنم دست جنون را بر سر دیوانگی
گر ز اوضاعم جنون پیداست عیب من مکن
سال ها شد حلقه کوبم بر در دیوانگی
پارهٔ آشفتگی چون گل به دست آورده ام
تا کنم آن را نشان افسر دیوانگی
در اقالیم جنون، تدبیر را باید گذاشت
نیست راهی عقل را در کشور دیوانگی
بر خیالات سعیدا بنگرد از راه شوق
هر که می خواهد ببیند پیکر دیوانگی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از جنون و دیوانگی سخن میگوید و آن را به عنوان یک حالت طبیعی و ضروری در زندگی اش میپذیرد. او از سالها تلاشش برای نزدیک شدن به دیوانگی و آشفتگی میگوید و بر این باور است که در دنیای دیوانگی، عقل و تدبیر جایی ندارند. شاعر خود را در دنیایی از خیالات رها میکند و دعوت میکند که دیگران نیز به زیباییهای دیوانگی نگاه کنند. این شعر به نوعی ستایش و پذیرش دیوانگی به عنوان بخشی از وجود انسان است.
هوش مصنوعی: هر جا که احساس شوق و هیجان وجود داشته باشد، من با تمام وجود به دیوانگی و شور و شر میپردازم و بر سر این حالت عاطفی علامت میزنم.
هوش مصنوعی: اگر از وضعیت من دیوانگی نمایان است، عیب من را نگیرید. سالهاست که پشت در دیوانگی زنگ میزنم.
هوش مصنوعی: من یک تکه از حالتی آشفته و پریشان را مثل گلی به دست آوردهام تا آن را به عنوان نمادی از دیوانگیام به دیگران نشان دهم.
هوش مصنوعی: در دنیای جنون و دیوانگی، دیگر نمیتوان به عقل و تدبیر تکیه کرد و باید با شرایط آنطور که هست، کنار آمد.
هوش مصنوعی: به خوشیها و آرزوها بنگر، زیرا هر کسی که بخواهد میتواند جنبههای دیوانگی را مشاهده کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.