هر که دارد دل چون آینه سیمای تو را
می کند خوب ز چشم تو تماشای تو را
رم نکردی ز من و رام کسی هم نشدی
آفرین باد دل و دیدهٔ بینای تو را
دایماً چشم تو انداز رمیدن دارد
هیچ کس رام نکرد آهوی صحرای تو را
نشود تیره دل پاک تو از چین جبین
موج بر هم نزند صافی دریای تو را
امشب از داغ جگر لاله چراغان دارد
به هواداری گل دامن صحرای تو را
ز آب حیوان شده سرسبز خط پشت لبت
خضر امت شده ز اعجاز مسیحای تو را
از حلاوت لب ساغر ز لبت وانشود
باده چون تلخ کند لعل شکرخای تو را؟
نفس از نازکی طبع تو نتوانم زد
آه، صد آه، دل آینه سیمای تو را
همچو خورشید کشد باز به عریانی سر
جامه گر اطلس چرخ است سعیدای تو را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوقش میپردازد و میگوید که دل و چشمش به تماشای او مشغول است. به وصف ویژگیهای معشوق میپردازد، از جمله اینکه هیچکس نمیتواند او را رام کند و زیبایی او تا همیشه پاک و صافی خواهد ماند. شاعر احساسات خود را به تصاویری از گل و می و طبیعت میپیوندد و از شیرینی لبهای معشوق صحبت میکند. در نهایت، او به قدرت و زیبایی معشوقش اشاره میکند و میگوید که در عریانی و زیبایی، معشوقش مانند خورشید است.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش مانند آینه باشد، تصویر تو را زیبا میبیند و از چشم تو به تماشای تو نائل میشود.
هوش مصنوعی: تو از کنار من نرفتهای و کسی هم نتوانسته تو را اسیر کند. شادی و تحسین باد بر دل و چشمان روشننگر تو.
هوش مصنوعی: چشم تو همیشه حالتی فراری دارد و هیچکس نتوانسته است آهوهای بیابان تو را رام کند.
هوش مصنوعی: اگر دل پاک تو تیره نشود، چین و چروکهای پیشانی نمیتواند آرامش دریای وجود تو را مختل کند.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر درد دل، گلها نورباران کردهاند و در حمایت از تو، دامن بیابان زیباست.
هوش مصنوعی: از آب حیات، سرسبزی و شادابی به لبانت بخشیده است و خطی که بر روی لبهای توست، نماد زندگی و نعمتهای الهی است که به واسطه اعجاز وجود تو، مانند معجزات مسیح، به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: اگر لبهای تو به اندازه کافی شیرین باشد، چرا باید شراب تلخ شود و بادهام را زهرآلود کند؟
هوش مصنوعی: نمیتوانم از لطافت طبع تو آه بکشم، زیرا دل من مانند آینهای است که تصویر تو را در خود دارد.
هوش مصنوعی: مانند خورشید که در فضای آزاد و بدون پوشش قرار میگیرد، اگر به تو لباس لطیف و گرانبهایی مثل ابریشم آسمان داده شود، باز هم به جلوه واقعی و زیبایی تو افزوده میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نتوان یافت به خود منزل و مأوای تو را
که ندیده است به غیر از تو کسی جای تو را
عمرها شد که حنا کرده به خوبان بیعت
که به کام دل خود بوسه زند پای تو را
فرق ننهادم و تغییر ندیدم دیدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.