کام تا هست تو را کامروا نتوان کرد
تا تو هستی به میان، هیچ صفا نتوان کرد
جذبهٔ عشق چنان کرده سبک روح مرا
که تنم را ز پر کاه جدا نتوان کرد
می توان از دو جهان بهر خدا بگذشتن
ترک نظارهٔ خوبان جهان نتوان کرد
دایه چون کرد جدا لعل تو را از پستان؟
که به صنعت شکر از شیر جدا نتوان کرد
باغبان گر فلک و اهل جهان سیاره اند
می توان خاک شد و نشو و نما نتوان کرد
از برای دم آب و لب نان با مردم
می توان مرد و مدارا و ریا نتوان کرد
وجد و رقص و طرب و سجده و قربان گشتن
گر [نمایی] تو مرا روی [چها] نتوان کرد
گرچه رفتم به خطا در طلب مشک خطت
بازگشتم که دگرباره خطا نتوان کرد
دست می باید و طالع که سعیدا برسد
ورنه کار از مدد آه رسا نتوان کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز عشق و نیاز عمیق عارف به معشوق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که تا معشوق وجود دارد، هیچ کمالی ممکن نیست و عشق او روح او را سبک کرده و نمیتواند از یاد او بیرون برود. عشق به قدری قوی است که ترک آن غیرممکن به نظر میرسد. شاعر همچنین تاکید میکند که نمیتوان از زیباییهای دنیا چشمپوشی کرد و در عین حال از دلدادگی و عشق به معشوق غافل شد. او میگوید حتی اگر در مسیر این عشق خطا کند، همیشه برمیگردد، زیرا نمیتواند از عشق واقعی خود جدا شود. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که دستیاری و طالع خوب مورد نیاز است تا به خوشبختی برسد، وگرنه فقط با آه و ناله نمیتوان به هدف رسید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در زندگی هستی و وجود داری، هیچ تجربهای از خوشی و لذت واقعی نمیتوان داشت. تا تو هستی و در دلمانی، هیچ نوع آرامشی نمیتوان یافت.
هوش مصنوعی: عشق بهقدری بر من تاثیر گذاشته که روح من بسیار سبک شده است و به همین خاطر نمیتوانم بدنم را از زمین جدا کنم.
هوش مصنوعی: انسان میتواند از تمام نعمتهای دنیا برای رضای خدا دست بکشد، اما هرگز نمیتواند از دیدن زیباییهای محبوبان عالم صرفنظر کند.
هوش مصنوعی: اگر دایه تو را از پستانش جدا کند، چگونه میتواند لعل تو را از آن دور کند؟ زیرا به مانند هنر شکر، نمیتوان شیر را به راحتی از هم تفکیک کرد.
هوش مصنوعی: اگر باغبان و ساکنان آسمان و زمین ستارهها هستند، باید گفت که نمیتوان در این خاک رویش و شکوفایی داشت.
هوش مصنوعی: به خاطر تأمین نیازهای اولیه مثل آب و نان، میتوان با مردم زندگی کرد و به آنها مدارا کرد، اما نمیتوان به خاطر اهداف و منافع شخصی، به افرادی که در اطراف هستند نیرنگ زد.
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی، میتوانی به خاطر شادمانی و عشق به من به وجد و رقص بپردازی و در کنار عبادت و نیایش، خود را قربانی کنی. اما اگر چهرهات را به من نمایانی، دیگر نمیتوانم کاری انجام دهم.
هوش مصنوعی: با اینکه در جستجوی زیبایی خط تو به اشتباه رفتم، اما دوباره به سمت تو بازگشتم زیرا دیگر نمیتوانم دوباره مرتکب خطا شوم.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقصد خوشبختی، باید تلاشت را به کار ببندی؛ وگرنه فقط دعای با صدای بلند کافی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیش از این با من بیچاره جفا نتوان کرد
با وجود ستمش ترک وفا نتوان کرد
چون طبیب من دلخسته تو باشی چه کنم
درد خود را ز تو ای دوست نهان نتوان کرد
در فراق رخ چون ماه تو ای نور دو چشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.