گنجور

غزل شمارهٔ ۹۶۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است

رتبه بینایی هر کس به قدر حیرت است

خودنمایی غافلان را در بلا می افکند

پای خواب آلود تا ساکن بود بی آفت است

موج در یکتایی دریا نیندازد خلل

چهره وحدت نهان در زیر زلف کثرت است

زود باشد کز ندامت سر به جای پا نهد

هر که در بزم جهان چون شمع، عاشق صحبت است

کف نگیرد دامن غواص گوهر جوی را

از تماشا مطلب عارف شکار عبرت است

یادبود ما فراموشی است از احوال ما

پیش عزلت دوستان تقصیر خدمت خدمت است

نیست صائب عاشقان را از غم دنیا ملال

ماهیان را موجه دریا کمند وحدت است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام