گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای خار و خس بحر ثنای تو سخن ها

گنجینه گوهر ز مدیح تو دهن ها

یک بار بر این نه چمن سبز گذشتی

سر در پی بوی تو نهادند چمن ها

ما و سر آن زلف و پریشانی غربت

گرد سر این شام بود صبح وطن ها

از نقطه توان راه به مضمون سخن برد

غول ره ما گشت درازی سخن ها

تا شبنم افتاده بر افلاک برآید

خورشید جهانتاب فروهشته رسن ها

معموره عشق است که غربت زدگانش

در آب نگیرند گل از یاد وطن ها

نقد دو جهان غنچه صفت در گره توست

تا چند بگردی چو زبان گرد دهن ها؟

هر جا که شود خامه صائب گهرافشان

تا حشر بماند چو صدف باز دهن ها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام