گنجور

غزل شمارهٔ ۶۹۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

افسردگی است چاره دل دردمند را

خاکسترست بستر راحت سپند را

از دار و گیر عشق، ملایک مسلمند

صید حرم چه قدر شناسد کمند را؟

خضری است شوق دوست که چون راه سر کند

بیرون برد مسلم از آتش سپند را

تا خط مشکبار تو آمد به روی کار

آماده گشت نافه چین ریشخند را

همت بلند دار که خورشید تربیت

در چاشنی است میوه شاخ بلند را

طالع نگر، که خار و خس ما نکرد دود

جایی که ماهتاب بسوزد سپند را

ای باد اگر به گلشن طهران گذر کنی

از ما بپرس صائب نادردمند را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام