گنجور

غزل شمارهٔ ۶۷۷۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اگر چه دارد از الفاظ چندین ترجمان معنی

به معنی همچنان گنگ است با چندین زبان معنی

ز معنی لفظ می گردد زمین گیر و جهان پیما

بر این کشتی بود هم لنگر و هم بادبان معنی

ندارد دیده کوتاه بینان نور آگاهی

وگرنه هست در هر نقطه پنهان یک جهان معنی

لباس نارسای لفظ، معنی را کجا پوشد؟

کف بی مغز باشد لفظ و بحر بیکران معنی

به تاریکی مکن انفاس را ضایع چو اسکندر

که می بخشد چوآب خضر عمر جاودان معنی

جمال آب حیوان نیل چشم زخم می خواهد

ازان از لفظ پوشد جامه عباسیان معنی

ز بیم چشم بد، یوسف لباس بندگان پوشد

ازان در پرده الفاظ می گردد نهان معنی

در احسان نارسایی نیست ارباب مروت را

مخلد زنده ماند هر که را بخشید جان معنی

مسیحا را به گفتار آورد خاموشی مریم

تو چون خاموش گردی می شود صاحب بیان معنی

اگر باریک گردی بر تو این معنی شود روشن

که در هر خار پوشیده است چندین گلستان معنی

به دلها چون هلال عید نتوانی زدن ناخن

نسازد تا خدنگ قامتت را چون کمان معنی

سخن آسوده است از سردی ناز خریداران

ندارد چون بهار عنبر سارا خزان معنی

یکی صد گشت ثقل زاهد از عمامه آرایی

که بر دلها ز لفظ پوچ می گردد گران معنی

چنان کز مرکز ثابت قدم پرگار می گردد

به قدر پافشردن می دود گرد جهان معنی

ز پشت تیره گردد رونما آیینه روشن

به قید لفظ تن درمی دهد صائب ازان معنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام