گنجور

غزل شمارهٔ ۶۳۴۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن

بریز بار ز خود، ترک شادمانی کن

گرت هواست که در وصل آفتاب رسی

درین ریاض چو شبنم نظرچرانی کن

مگر به میوه بی خار بارور گردی

شکوفه وار به هر خار زرفشانی کن

حریف داغ عزیزان نمی شود جگرت

تلاش مرگ در ایام زندگانی کن

خمار باده به اندازه نشاط بود

به قدر حوصله درد شادمانی کن

ز خامشی دهن غنچه گلستان گردید

درین بساط سرانجام بی زبانی کن

چو جان ز جسم تو بی اختیار خواهد رفت

به اختیار چو پروانه جانفشانی کن

تو چون ز مصلحت خویش نیستی آگاه

ملایمت به بلاهای آسمانی کن

مده ز دست ترازوی عدل را صائب

به هر که با تو گرانی کند، گرانی کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام