گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰۹۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نست چون مژگان بلند و پست در گفتار من

تیر یک ترکش ز همواری بود افکار من

پیش من طوطی ز خجلت سبز نتواند شدن

گوشها را تنگ شکر می کند گفتار من

اشک نیسان را که در چشم صدف گرداند آب

مهره گل می شمارد گوهر شهوار من

خواب شیرینی که مردم جا به چشمش می دهند

می کند کار نمک با دیده بیدار من

از غزل پر کن بود دیوان من صائب تهی

سبزه بیگانه را ره نیست در گلزار من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام