گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر چند ز پیراهن بحرست کلاهم

مانند حباب است نظر پرده آهم

در پرده بخت است نهان روشنی من

چون برق گرفتار درین ابر سیاهم

افتاده تر از قطره سنجیده اشکم

پیچیده تر از مصرع برجسته آهم

هر تار من از نور یقین مد نگاهی است

تا همچو کتان ریخت ز هم پرتو ماهم

چشم کرم از ابر ترشروی ندارم

مشتاق شکر خنده برق است گیاهم

چون برق سبکسیر، شود بال و پر من

ریزند اگر خار جهان بر سر راهم

غافل که فزون می شود آب گهر من

اخوان سیه دل که فکندند به چاهم

چندان که درین بادیه چون چشم پریدم

حاصل نشد ازخرمن دو نان پرکاهم

چون سرو به یک مصرع موزون که رساندم

از برگ فزون است درین باغ گناهم

از منت خشک چمن آرا جگرم سوخت

هر چند ز بال و پر خود بود پناهم

از بس که عنانداری اندیشه نکردم

چون زلف پریشان به هم افتاد سپاهم

زان روز که صائب شدم آشفته آن زلف

پیچیده تر از رشته آه است نگاهم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام