گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کجا نظر به گل و یاسمن بود ما را؟

که خارخار، گل پیرهن بود ما را

به ماه مصر ز یک پیرهن مضایقه کرد

چه چشمداشت دگر از وطن بود ما را

به خون نشست عقیق از فروغ عاریتی

چه دلخوشی ز سهیل یمن بود ما را؟

ببین چه ساده دل افتاده ایم با این بخت

که چشم آب ز چاه ذقن بود ما را

ز نوبهار قناعت به داغ حسرت کرد

حسد به لاله خونین کفن بود ما را

به هر لباس که خواهیم جلوه گر گردیم

نه ایم سرو که یک پیرهن بود ما را

چرا کنیم تنزل به آسمان صائب؟

چنین که خامه، سوار سخن بود ما را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام