گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۲۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون شمع چند من به زبان گفتگو کنم؟

روشندلی کجاست به جان گفتگو کنم؟

تلقین خون مرده دلم را سیاه کرد

تا چند با سیاه دلان گفتگو کنم؟

روشندلی نمانده درین باغ و بوستان

با خود مگر چو آب روان گفتگو کنم

خیزد ز شیشه خانه دل بانگ الامان

هر جا من شکسته زبان گفتگو کنم

لوح سیاه کرده پذیرای نقش نیست

چون خامه من به ساده دلان گفتگو کنم

با تیغ او که از رگ جانهاست جوهرش

چون من برای خرده جان گفتگو کنم؟

صائب ز پیچ و تاب گره می شود سخن

گاهی کز آن دهان و میان گفتگو کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام