گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۷۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم

ز کار چرخ گره غنچه وار بگشاییم

ز برق آه بسوزیم مهر و ماهش را

گره ز رشته لیل و نهار بگشاییم

چنین که تنگ گرفته است روزگار به ما

امید نیست درین روزگار بگشاییم

گل از جدایی ما می کند گریبان چاک

چه لازم است گریبان به خار بگشاییم

متاع ما سخن و خلق پنبه در گوشند

درین قلمرو و غفلت چه بار بگشاییم؟

فلک ز کاهکشان تنگ بسته است کمر

چگونه ما کمر کارزار بگشاییم؟

به زور بازوی اقبال کار پیش نرفت

مگر به قوت دل این حصار بگشاییم

چنین که مست غرورند عالمی صائب

سرفسانه شیرین چه کار بگشاییم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام