گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲۴۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خمار من نشکست از ایاغ چشم غزال

فزود داغ جنونم ز داغ چشم غزال

به داغ لاله کجا التفات خواهد کرد

رمیده ای که ندارد دماغ چشم غزال

به دیده ای که زوحدت سیاه مست شده است

یکی است داغ پلنگ و ایاغ چشم غزال

اگر ز باد خزان شمع لاله کشته شود

بس است بر سر مجنون چراغ چشم غزال

ز آتشی که به دامان دشت مجنون زد

هنوز زیر سیاهی است داغ چشم غزال

نمی شود نکند شوق سرمه خاکم را

مرا که سوخت نفس در سراغ چشم غزال

خوشا کسی که چو مجنون ازین جهان صائب

کشید رخت به کنج فراغ چشم غزال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام