گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر یار ز احوال من آگاه نمی بود

درد من سودازده جانکاه نمی بود

جا در دل او دارم واز من خبرش نیست

ای کاش مرا در دل اوراه نمی بود

از سردی آه است که جان می برم از اشک

می سوخت مرا اشک اگر آه نمی بود

عاشق گهر اشک به دامان که می ریخت

گر دامن اقبال سحرگاه نمی بود

دردست به مقصود رساننده سالک

گر درد نمی بود به حق راه نمی بود

در قبضه آه است کلید در مقصود

ای وای به من صائب اگر آه نمی بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام