گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۳۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم پرحرف و لب بوسه ربا می باید

حسن سهل است، ز معشوق ادا می باید

سنبل زلف ترا یک سر مو نیست کمی

گل رخسار ترا رنگ حیا می باید

به سر زلف تسلی نتوان کرد مرا

دست گستاخ مرا بند قبا می باید

نتوان دست به یک کاسه به یکسان کردن

کاسه و کوزه زهاد جدا می باید

نتوان رفت به یک پای فتادن از دست

پا چو از کار فتد دست دعا می باید

چند پرسی به ره عشق چه دربایست است

تیشه بر فرق سر و خار به پا می باید

برگ کاهی چه قدر راهنوردی بکند؟

جذبه ای از طرف کاهربا می باید

همه اسباب سفر کرده مهیا صائب

جنبش ابرویی از راهنما می باید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام