گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۷۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عارف از راه به سجاده تقوی نرود

تیغ بر کف به سر منبر دعوی نرود

با سیه دل ید بیضا چه تواند کردن؟

زنگ کفر از دل فرعون به موسی نرود

سطحیان چون به ته کار توانند رسید؟

صورت از خاطر آیینه به معنی نرود

خضر از رهزنی موج سراب آسوده است

دل آگاه به دنبال تمنی نرود

در بیابان نتوان زاد ز همراهان خواست

وای برآن که پی توشه عقبی نرود

تشنه میکده از جام نگردد سیراب

به غزال از دل من حسرت لیلی نرود

دل نفس بیهده سوزد به صفاکاری جسم

زنگ از سرو به خاکستر قمری نرود

صائب آید ز پیش نعمت دنیا بی خواست

طالب رزق اگر از پی دنیی نرود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام