گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵۵۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق لب تشنه بدمستی اظهار بود

گل این باغچه شیدایی دستار بود

پاس دام و قفس خویش بدار ای صیاد

ناله سوختگان خونی منقار بود

عزت غنچه این باغ به گلچین فرض است

که نظر کرده آن گوشه دستار بود

دل غبار غم او را ز هوا می گیرد

آب آیینه ما تشنه زنگار بود

جنس اگر یوسف مصری است، که ارزان گردد

ناز اگر از طرف میل خریدار بود

صائب از لطف سخن گل به سر شهرت زد

مپسندید که در پیرهنش خار بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام