گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۳۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شمع با مضطرب از دست حمایت باشد

مرگ بهتر ز حیاتی که به منت باشد

ثمر از بید و گل از شوره زمین می چیند

از تماشا نظر آن را که به عبرت باشد

خاک را چاشنی شهد مصفا دادن

چشمه کاری است که در شان قناعت باشد

خط که پروانه قتل است هوسناکان را

پیش بالغ نظران آیه رحمت باشد

باش بر روی زمین بر سر آتش چو سپند

تا ترا زیر زمین خواب فراغت باشد

چون صدف بخیه لب می شودش عقد گهر

هر که گنجینه اسرار حقیقت باشد

حیف و صد حیف که در حلقه این سنگدلان

نیست گوشی که پذیرای نصیحت باشد

گرچه پستیم، نیاریم فلک را به نظر

پایه مرد به اندازه همت باشد

دولت آن است که پیوسته و جاوید بود

دولت آن نیست که موقوف به نوبت باشد

دیولاخی است جهان در نظر او صائب

هر که را ره به پریخانه عزلت باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام