گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۲۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

نرگس از دور به آن چشم نگاهی دارد

وقت گل خوش که عجب طرف کلاهی دارد

سر سودازدگان را سبک از جای مگیر

کاین کدو چون خم می پشت و پناهی دارد

دست ارباب دعا را مکن از دولت دور

کاین چراغی است که از دست پناهی دارد

برق تازان به صف خرمن ما می آید

هر که در سینه گمان شعله آهی دارد

صید بیمار گرفتن ز جوانمردی نیست

ور نه بر چشم تو دل حق نگاهی دارد

تار و پود نفس ما ز نظام افتاده است

داغ شمعیم که سر رشته آهی دارد

کعبه هر چند که در مد نظر افتاده است

هر که را می نگری چشم به راهی دارد

صائب از چشم سخنساز ندارد ذوقی

گرد آن چشم که رم کرده نگاهی دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام