گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۹۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عاشق از طعنه اغیار چه پروا دارد؟

آتش از سرزنش خار چه پروا دارد؟

سنگ را سرمه کند نقش پی گر مروان

پای مجنون ز خس و خار چه پروا دارد؟

سخن سرد نسیم جگر سوخته است

از نصیحت دل افگار چه پروا دارد؟

بوی خون سنگ ره بیجگران می گردد

سیل از وادی خونخوار چه پروا دارد؟

سر مژگان تو در کاوش دل بی پرواست

نیشتر از رگ بیمار چه پروا دارد؟

دامن تر نکند تیره دل روشن را

تیغ خورشید ز زنگار چه پروا دارد؟

سخن تلخ شراب است جگرداران را

صائب از طعنه اغیار چه پروا دارد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام