گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۹۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

قبول خاطر از نظاره منظور می بارد

به دل نزدیکی از روی نگاه دور می بارد

اثر بگذار تا شمعی بدارد بر سر خاکت

که از آیینه بر خاک سکندر نور می بارد

اگر خرمن ندارد مزرع ما خوشه چین دارد

اگر باران به کشت ما نبارد مور می بارد

که امشب می شود ساقی، که در بزم شراب ما

به جای پسته و بادام، چشم شور می بارد

به آب تیغ خون عاشقان از جوش ننشیند

همان گلبانگ وحدت از لب منصور می بارد

مگر برداشت از رخ پرده زلف آن بهشتی رو؟

که باران خجالت از جبین حور می بارد

زبرق انتقام ایمن مشو گر اهل آزاری

که آتش عاقبت در خانه زنبور می بارد

ثمر در پای خود افشاندن از هر نخل می آید

خوشانخلی که فیض خود به جای دور می بارد

اگر ملک دو عالم را کند یک کاسه اقبالش

همان از حرص چین از جبهه فغفور می بارد

مرو صائب به نور اختر طالع زره بیرون

که ره گم کردن از رفتار این شبکور می بارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام