گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۵۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به قتل هر که مایل آن دل بیباک می گردد

گریبان بر گلویش حلقه فتراک می گردد

به خورشید درخشان می رسد چون قطره شبنم

دل هر کس که آب از روی آتشناک می گردد

فروغ شمع می سازد منور چشم روزن را

اگر پاک است دل، آخر نظر هم پاک می گردد

مباد هیچ کس را روز سختی در کمین یارب

که گندم را زبیم آسیا دل چاک می گردد

زپیچ و تاب فکرت در دل شبها مشو در هم

که آخر جوهر آیینه ادراک می گردد

خشن پوشی گزیدم بهر زجر نفس، ازین غافل

که آتش فربه از پیراهن خاشاک می گردد

مخور چون غنچه گل از نسیم صبح، دم صائب

که جمعیت به گرد خاطر غمناک می گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام