گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۳۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

از ششدر جهات، امید نجات نیست

دربند روزگار، نجات از جهات نیست

طفلان مهد خاک ز شیرند بی نصیب

این گاهواره گویی از این امهات نیست

چون بید هر که تلخی بی حاصلی کشید

انجام کار، قسمت او جز نبات نیست

از گل به آفتاب جدایی نمی کنیم

چون شبنم آشنایی ما بی ثبات نیست

جانها ز خط پشت لب یار تازه شد

این لطف با سیاهی آب حیات نیست

بلبل عبث به خرده گل چشم دوخته است

بر هر زری که سال نگردد زکات نیست

چشم از جهان بپوش که رخسار زشت را

مشاطه ای به از عدم التفات نیست

از اعتبار دهر کناری گرفته است

صائب حریف دشمنی کاینات نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام