گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۲۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

راز نهان ز سینه در انداز جستن است

از زور باده شیشه ما در شکستن است

گفتن به آه درد دل خود ز بیکسی

مکتوب خود به بال و پر تیر بستن است

جستن مراد خود ز خسیسان دل سیاه

سوزن ز کاهدان شب تاریک جستن است

روزی طلب ز درگه حق کن که پیش خلق

لب بازکردنت در توفیق بستن است

بیخود به طوف کعبه روان شو که با خودی

احرام بستن تو چو زنار بستن است

گفتم کنم به گوشه نشینی علاج نفس

غافل که سرفرازی سگ در نشستن است

صائب ز سینه زنگ زدودن به اشک گرم

داغ کلف ز آینه ماه شستن است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام