گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۰۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دخل و تحسین بجا باعث احیای من است

هر که را درد سخن هست مسیحای من است

گر چه صد پایه ز نقش قدم افتاده مرا

کهکشان جاده همت والای من است

به تماشای گل و لاله به بستان نروم

گل رخسار سخن لاله حمرای من است

غیر زنجیر که سر در قدم من دارد

در بیابان طلب کیست که همپای من است؟

تکیه بر بالش دیبا نکنم چون صورت

خواب سنگین چو شود بالش خارای من است

هر کجا حلقه زند هاله سرگردانی

مرکز دایره اش آبله پای من است

چون سخن از نفسم سبز نگردد صائب؟

طوطی هند سخن، کلک شکرخای من است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام