گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آبروی حسن از مژگان نمناک من است

صیقل آیینه رویان دیده پاک من است

از نگاه آشنایی می توان کشتن مرا

حلقه های چشم خونریز تو فتراک من است

داغ دارد پیچ و تاب جوهر من خصم را

خار در پیراهن آتش ز خاشاک من است

مدعای هر دو عالم قابل اقبال نیست

ورنه محراب اجابت سینه چاک من است

می چکد از سیلی هر برگ خون از چهره ام

گر چه آب زندگانی در رگ تاک من است

چون هدف تا خاکساری پیشه خود کرده ام

هر کجا تیر جگردوزی است در خاک من است

بر رخ دلدار صائب تا غبار خط نشست

کلفت روی زمین بر جان غمناک من است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام