گنجور

غزل شمارهٔ ۸

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا

باغهای دلگشا در زیر پر باشد مرا

سرمهٔ خاموشی من از سواد شهرهاست

چون جرس گلبانگ عشرت در سفر باشد مرا

باده نتواند برون بردن مرا از فکر یار

دست دایم چون سبو در زیر سر باشد مرا

در محیط رحمت حق، چون حباب شوخ‌چشم

بادبان کشتی از دامان تر باشد مرا

منزل آسایش من محو در خود گشتن است

گردبادی می‌تواند راهبر باشد مرا

از گرانسنگی نمی‌جنبم ز جای خویشتن

تیغ اگر چون کوه بر بالای سر باشد مرا

می‌گذارم دست خود را چون صدف بر روی هم

قطرهٔ آبی اگر همچون گهر باشد مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمود نوشته:

با سلام به نظر این حقیر شاه بیت این غزل دلنشین بیت سوم است باده نتواند برون بردن مرا از فکر یار دست دایم چون سبو در زیر سر باشد مرا
تشبیه سبوی خالی افتاده بر روی زمین به وضعیت دراز کشیده عاشق و گذاشتن دست زیر سر همچون دستگیره ی سبو ی افتاده بر روی زمین در حالی که خالی از باده شده است و همه را عاشق سرکشیده است و با این حال فکر یار او مانع مستی اوست و چون کسی دست زیر سر چون سبو بگذارد قطعا در چنین حالتی نمیتواند در خواب فرو رود یا مست شود زیرا به محض عارض شدن هرکدام که باشد به پشت در غلطیده و ثابت و ساکن می شود

عمران بهروج نوشته:

آقا محشر بود
مخصوصا بیت یکی مونده به آخر

همیشه بده کار؟ نوشته:

از گرانسنگی نمی‌جنبم ز جای خویشتن
تیغ اگر چون کوه بر بالای سر باشد مرا
ممنون بابت مجموعه زیبائی که از صائب در دست رس عموم قرار داده ای.

کانال رسمی گنجور در تلگرام