گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

شوق می از بهار گل‌اندام تازه شد

پیوند بوسه‌ها به لب جام تازه شد

از چهرهٔ گشادهٔ سیمین‌بران باغ

آغوش‌سازی طمع خام تازه شد

زان بوسه‌های‌تر که به شبنم ز گل رسید

امید من به بوسه و پیغام تازه شد

میلی که داشتند حریفان به نقل و می

از چشمک شکوفهٔ بادام تازه شد

از نوبهار، سبزهٔ مینا کشید قد

از آ ب تلخ می جگر جام تازه شد

داغی که به به خون جگر کرده بود دل

از روی گرم لالهٔ گلفام تازه شد

شب از شکوفه روز شد و روز شب ز ابر

هنگامهٔ مکرر ایام تازه شد

حاجت به رفتن چمن از کنج خانه نیست

زین‌سان که از بهار در و بام تازه شد

صائب ترا ز سردی دوران خزان مباد

کز نوبهار طبع تو ایام تازه شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام