گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

از سر خردهٔ جان سخت دلیرانه گذشت

آفرین باد به پروانه که مردانه گذشت

در شبستان جهان، عمر گرانمایهٔ ما

هر چه در خواب نشد صرف، به افسانه گذشت

منه انگشت به حرف من مجنون زنهار

که قلم، بسته لب از نامهٔ دیوانه گذشت

دل آزاد من و گرد تعلق، هیهات

بارها سیل تهیدست ازین خانه گذشت

عقل از آب و گل تقلید نیامد بیرون

عشق اول قدم از کعبه و بتخانه گذشت

مایهٔ عشرت ایام کهنسالی شد

آنچه از عمر به بازیچهٔ طفلانه گذشت

یک دم از خلوت اندیشه نیامد بیرون

عمر صائب همه در سیر پریخانه گذشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

درود بر دوستان
در متن شعر آمده است که:
عقل از آب و گل تقلید نیامد بیرون
عشق اول قدم از کعبه و بتخانه گذشت
اما به ذهن من می رسد واژه ی «تقلید» وزن شعر را
به هم ریخته است. با مقایسه با دیگر ابیات و تلاش ذهنی حدس می زنم که در اصل واژه ی «قید» بوده است.
یعنی:
عقل از آب و گل قید نیامد بیرون
تا دوستان اهل فن چه نظری داشته باشند.

صمد باغبان حدیقه نوشته:

با عرض سلام و ادب
در مصرع ” عقل از آب و گل تقلید نیامد بیرون ” همانگونه که دوست محترم اشاره کرده اند بیت از وزن افتاده البته به جای تغییر کلمه ” تقلید “به “قید”میتوان “از” را به “ز”تغییر داد و بدینگونه نوشت “عقل زآب و گل تقلید نیامد بیرون ” . با تشکر

کانال رسمی گنجور در تلگرام