گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم ما

نقد حیات صرف سفر می‌کنیم ما

سالی دو عید مردم هشیار می‌کنند

در هر پیاله عید دگر می‌کنیم ما

در پاکی گهر ز صدف دست برده‌ایم

آبی که می‌خوریم گهر می‌کنیم ما

چون گردباد، نیش دو صد خار می‌خوریم

گر جامه از غبار به بر می‌کنیم ما

وا می‌کنیم غنچهٔ دل را به زور آه

خون در دل نسیم سحر می‌کنیم ما

از رخنهٔ دل است، رهی گر به دوست هست

زین راه اختیار سفر می‌کنیم ما

صائب فریب نعمت الوان نمی‌خوریم

روزی خود ز خون جگر می‌کنیم ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

شرر و شراره عربی است مثلا شرر المتطائر

کانال رسمی گنجور در تلگرام