گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

مکن منع تماشایی ز دیدن

که این گل کم نمی‌گردد به چیدن

چو ابروی بتان محراب خود کن

کمانی را که نتوانی کشیدن

مرا از خرمن افلاک، چون چشم

پر کاهی است حاصل از پریدن

نگردد قطع راه عشق، بی‌شوق

به پای خفته نتوان ره بریدن

به از جوش سخای چشمه سارست

جواب تلخ از دریا شنیدن

مزن زنهار لاف حق شناسی

چو نتوانی به کنه خود رسیدن

پس از چندین کشاکش، دام خود را

تهی می‌باید از دریا کشیدن

کم از کشور گشایی نیست صائب

گریبانی به دست خود دریدن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام