گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » گزیده اشعار » غزلیات
 

چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما

حضور قلب نمازست در شریعت ما

ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است

که پیش خلق درازست دست حاجت ما

نکرده‌ایم چو شبنم بساطی از گل پهن

چو غنچه بر سر زانوست خواب راحت ما

نهال خوش ثمر رهگذار طفلانیم

که بر گریز بود موسم فراغت ما

چراغ رهگذریم اوفتاده در ره باد

که تا به سایهٔ دستی کند حمایت ما؟

درین حدیقهٔ گل صائب از مروت نیست

که غنچه ماند در جیب، دست رغبت ما

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام