گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۹

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » گزیده اشعار » غزلیات
 

ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم

سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتیم

آمد چو موج، دامن ساحل به دست ما

تا اختیار خویش به دریا گذاشتیم

از جبههٔ گشاده گرانی رود ز دل

چون کوه سر به دامن صحرا گذاشتیم

چون سیل، گرد کلفت ما هر قدم فزود

تا پای در خرابهٔ دنیا گذاشتیم

از دست رفت دل به نظر باز کردنی

این طفل را عبث به تماشا گذاشتیم

صائب بهشت نقد درین نشاه یافتیم

تا دست رد به سینهٔ دنیا گذاشتیم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی رحمتی نوشته:

این غزل رارهی معیری استقبال کرده است

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام