گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

دل ز هر نقش گشته ساده مرا

دو جهان از نظر فتاده مرا

تا چو مجنون شدم بیابانگرد

می‌گزد همچو مار، جاده مرا

صبر در مهد خاک چون طفلان

دست بر روی هم نهاده مرا

چون گهر قانعم به قطرهٔ خویش

نیست اندیشهٔ زیاده مرا

صد گره در دلم فتد چو صدف

یک گره گر شود گشاده مرا

تختهٔ مشق نقشها کرده است

همچو آیینه، لوح ساده مرا

هر قدر بیش باده می‌نوشم

می‌شود تشنگی زیاده مرا

بیخودی همچو چشم قربانی

کرده آسوده از اراده مرا

مانع سیر و دور شد صائب

صافی آب ایستاده مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

بیابانگرد به معنی دیوانه در متون کهن به همین معنی امده است مثلا ویاوانک یعنی اشفته در بندهشن

کانال رسمی گنجور در تلگرام