گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » گزیده اشعار » غزلیات
 

ساقی از رطل گرانسنگی سبکدل کن مرا

حلقهٔ بیرون این دنیای باطل کن مرا

وادی سرگشتگی در من نفس نگذاشته است

پای خواب آلودهٔ دامان منزل کن مرا

رفته است از کار چون زلف تو دستم عمرهاست

گه به دوش و گاه بر گردن حمایل کن مرا

از برای امتحان چندی مرا دیوانه کن

گر به از مجنون نباشم، باز عاقل کن مرا

جای من خالی است در وحشت سرای آب و گل

بعد ازین صائب سراغ از گوشهٔ دل کن مرا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

روزانه‌ترهای همان دخترک که چهار ستاره کم دارد » مرا دیوانه کن* نوشته:

[…] چندی مرا دیوانه کن/گر به از مجنون نباشم، باز عاقل کن مرا* [ ارسال نظر ] - [ ارسال بازتاب ] - [ پیگیری نوشته با RSS ] […]

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام