گنجور

فی الغزل

 
سعدی
سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی
 

تعذر صمت الواجدین فصاحوا

و من صاح وجدا ما علیه جناح

اسروا حدیث العشق ما امکن التقی

و ان غلب الشوق الشدید فباحوا

سری طیف من یجلو بطلعته الدجی

و سائر لیل المقبلین صباح

یطاف علیهم والخلیون نوم

و یسقون من کأس المدامع راح

سمحت بدنیائی و دینی و مهجتی

و نفسی و عقلی و السماح رباح

واقبح ما کان المکاره والاذی

اذا کان من عندالملاح ملاح

و لو لم یکن سمع المعانی لبعضنا

سماع الاغانی زخرف و مزاح

اصیح اشتیاقا کلما ذکرالحمی

و غایة جهد المستهام صیاح

ولابد من حی الحبیب زیارة

و ان رکزت بین الخیام رماح

هنالک دائی فرحتی، و منیتی

حیاتی، و موت الطالبین نجاح

یقولون لثم الغانیات محرم

اسفک دماء العاشقین مباح؟

الا انما السعدی مشتاق اهله

تشوق طیر، لم یطعه جناح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام