گنجور

حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیرد

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

حکایت کنند از جفا گستری

که فرماندهی داشت بر کشوری

در ایام او روز مردم چو شام

شب از بیم او خواب مردم حرام

همه روز نیکان از او در بلا

به شب دست پاکان از او بر دعا

گروهی بر شیخ آن روزگار

ز دست ستمگر گرستند زار

که ای پیر دانای فرخنده رای

بگوی این جوان را بترس از خدای

بگفتا دریغ آیدم نام دوست

که هر کس نه در خورد پیغام اوست

کسی را که بینی ز حق بر کران

منه با وی، ای خواجه، حق در میان

دریغ است با سفله گفت از علوم

که ضایع شود تخم در شوره بوم

چو در وی نگیرد عدو داندت

برنجد به جان و برنجاندت

تو را عادت، ای پادشه، حق روی است

دل مرد حق گوی از این جا قوی است

نگین خصلتی دارد ای نیکبخت

که در موم گیرد نه در سنگ سخت

عجب نیست گر ظالم از من به جان

برنجد که دزدست و من پاسبان

تو هم پاسبانی به انصاف و داد

که حفظ خدا پاسبان تو باد

تو را نیست منت ز روی قیاس

خداوند را من و فضل و سپاس

که در کار خیرت به خدمت بداشت

نه چون دیگرانت معطل گذاشت

همه کس به میدان کوشش درند

ولی گوی بخشش نه هر کس برند

تو حاصل نکردی به کوشش بهشت

خدا در تو خوی بهشتی سرشت

دلت روشن و وقت مجموع باد

قدم ثابت و پایه مرفوع باد

حیاتت خوش و رفتنت بر صواب

عبادت قبول و دعا مستجاب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رهام نوشته:

شوره بوم به معنی شوره زار و زمین بی حاصل

کانال رسمی گنجور در تلگرام