خدایگانا دارم دو بیت صاحب دیوان
که نزد خاطر دانا چو عقل راهبر آید
اگر چه غصه گردون گشاد دست تظلم
امیدوار چنانم که کار بسته برآید
همیشه حالت مردم به یک قرار نماند
وصال چو به سر آمد فراق هم به سرآید
مباد بر سر شمع بقای تو گذر باد
که سیم و زر همگی بیش و کم همی به سرآید
هزار فتنه ز هر گوشه خاست تا تو نشستی
اگر درآیی دولت به روی خلق درآید
همیشه تا مه و پروین ز روی چرخ بتابد
همیشه تا گل و نسرین ز جیب شاخ برآید
به گلستان بقای تو باد تازه و خندان
گل امیدت چندان که دور با قمر آید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.