گنجور

رباعی شمارهٔ ۳۳

 
رودکی
رودکی » رباعیات
 

از کعبه کلیسیا نشینم کردی

آخر در کفر بی‌قرینم کردی

بعد از دو هزار سجده بر درگه دوست

ای عشق، چه بیگانه ز دینم کردی!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احمد قلی نوشته:

در روزگار قدیم عده ای از تجار روس در راه سفر به آسیای میانه گرفتار راهزن ها می شوند. و آنها را به عنوان برده در شهر بخارا به فروش می گذراند. از قضا استاد رودکی در آن زمان در شهر بخارا بوده و در بازار برده فروشان دختری بسیار زیبا و نیکو سیرت را می بیند و دلباخته آن می شود وآن دختر درواقع دختر یکی از تجار روس بود که اکنون اسیر شده بود و او به محض دیدن عاشق گشته و این رباعی زیبا را نی سراید . در این شعر کلیسا اشاره دارد به مذهب دختر روس.
با تشکر واحترام
احمد قلی

داروین نوشته:

به نظر بنده در این رباعی رودکی مانند بسیاری دیگر به وصف مرشد، راهنما و یا همان پیر معنوی پرداخته و منظور او رها کردن کعبه ی ظاهری است. همچنان که مولانا می گوید:

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید

در شعر های بسیاری از عرفا هم چنین اشاراتی به دیر مغان، مغ، ترسا، گبر و… دیده می شود که در همین راستا به نظر می رسد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام