گنجور

ساز سخن

 
رهی معیری
رهی معیری » غزلها - جلد سوم
 

آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟

آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟

سیمین و تابناک بود روی مه ولی

سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟

دارد لبی که مستی جاوید می‌دهد

مینای می کجا و لب نوش او کجا؟

خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی

آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا؟

بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟

بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۳۴ » (بیات اصفهان) (۱۱:۵۳ - ۱۲:۴۳) نوازندگان: فرهنگ شریف (‎تار) خواننده آواز: ‏ایرج سراینده شعر آواز: رهی معیری (غزل) مطلع شعر آواز: آب بقا کجا و لب نوش او کجا

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صفایی نوشته:

بیت سه:
دارد لبی…

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کسرا نوشته:

بی نهایت زیباست این غزل

روح رهی معیری عزیز شاد

کانال رسمی گنجور در تلگرام