تخمِ زاهدی اندی که کاشْتِمِهْ یارون!
به وختِ دِروُ، خوشه نداشْتِمِهْ یارون!
جایِ یک من رِهْ، سی مِنْ دکاشْتِمِهْ یارون!
جایِ سی منْرِهْ یک منْ نداشْتِمِهْ یارون!
سی ساله که ته عشقْرِهْ بکاشْتِمِهْ یارون!
تو آتشینْ خوره، خُوشِهْ داشْتِمِهْ یارون!
یکی نیمه جانی که تَنْ داشْتِمِهْ یارون!
ته عشقِ نثارْبی، این فَنْ داشْتِمِهْ یارون!
ابراهیم صفتْ تَشْ به کَشْ داشْتِمِهْ یارون!
نَسُوتِهْ مِرهْ بَسْکِهْ خِشْ داشْتِمِهْ یارون!
تخم زاهدی سی خرمن داشْتِمِهْ یارون!
به جای یک من، سی من دکاشْتِمِهْ یارون!
به زهد و تقویٰ اندی که داشْتِمِهْ یارون!
ته عشقِ قِمارْبی، این فَنّْ داشْتِمِهْ یارون!
آشوبه دلا! شوجه رَمْ داشْتِمِهْ یارون!
کو تِرْمِهْ، عشقِ دونه چَمْ داشْتِمِهْ یارون!
آزردۀ دِل وُ دیده نَمْ داشْتِمِهْ یارون!
با منْ نخندینْ، بِرْمِهْ چَمْ داشْتِمِهْ یارون!
ابراهیم صفتْ تَشْ به کَشْ داشْتِمِهْ یارون!
نَسُوتِهْ مِرِهْ بَسْکِهْ خِشْ داشْتِمِهْ یارون!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
آنهمه تخم زاهدی که کاشتمای یاران! / به هنگام درو، خوشهای نداشتمای یاران!
به جای یک من، سی من کاشتم،ای یاران! / و بهجای سی من، یک من برنداشتم،ای یاران!
سالهاست که بذر عشق تو را در دل کاشتم،ای یاران! / خوی آتشین تو را خوش میداشتم،ای یاران!
نیمهجانی که در بدن داشتم،ای یاران! / نثار عشق تو شد، این هنر و شگرد را داشتم،ای یاران!
ابراهیمآسا آتش عشق به بر داشتم،ای یاران! / مرا نمیسوزانید بس که آتش عشق را دوست داشتمای یاران!
از تخم زاهدی، سی خرمن داشتم،ای یاران! / به جای یک من، سی من کاشتم،ای یاران!
آنهمه زهد و پرهیزگاری که داشتم،ای یاران! / تنها برای قمار عشق تو بود، این هنر و شیوه را داشتم،ای یاران!
ای دلآشوب! از ناراحتی شب میرمیدم،ای یاران! / کبوترم، به چیدن دانهی عشق خوی داشتم،ای یاران!
دل آزرده و دیده نمناک داشتم،ای یاران! / به من نخندید، زیرا به گریه عادت داشتم،ای یاران!
مانند ابراهیم، آتش در جوار خود داشتم! / ولی نسوختم چون به آن خو گرفته بودم!
هوش مصنوعی: من دانهای از موعظههای زاهدان کاشتم، اما در زمان برداشت، نتیجهای نداشتم، ای دوست!
هوش مصنوعی: به جای یک من، سی من در دلم پایدار است، اما در جای سی من، یک من احساس نمیکنم، دوست من!
هوش مصنوعی: سی سال است که در عشق، درختی کاشتم، عزیزم! تو آتشین و درخشان هستی، خوشحالم که تو را دارم، عزیزم!
هوش مصنوعی: من نیمه جانی هستم که تو را دارم، دوست من! در عشق تو، نثار کردهام جانم را، این را دارم، دوست من!
هوش مصنوعی: ای رفیق! من هم مانند ابراهیم، دل را به عشق تو سپردم و از دلبستگیام به تو آگاه هستم.
هوش مصنوعی: من با امید و آرزو، به اندازهی سی خرمن از دانههای زاهدی دارم؛ اما به جای اینکه تنها یک من نشان دهم، سی من از آن درو کردهام!
هوش مصنوعی: به خاطر زهد و پرهیزگاری که داشتم، ای دوست! به خاطر عشق و شوقی که به بازی دارم، این هنر را نیز دارم، ای دوست!
هوش مصنوعی: ای دل نازک! چه غوغایی به پا کردهام! کجا بروم، که عشق مانند دانهای در دل دارم!
هوش مصنوعی: دلbroken و چشم گریانم را نداشتم یار! با من نخیندید، بر من چه آمده است یار!
هوش مصنوعی: من مانند ابراهیم با تو ارتباط نزدیک دارم، ای دوست! اما در حال حاضر در جستجوی حقیقت و قدرت هستم، ای دوست!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.