|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
به تماشای دیدار یار رفتم (میروم) / (آن تشت زرین (آن خورشیدچهر) و لب عنبرین، را بیمار دیدم
بلندبالا، ابروکمان، درخت سروی [دیدم] / که گلها فدای چنین یاری باد که به بار مینشینند
مدت زیادی از روزگار نگذشته است / که آن چشم خمارین، چون بالای سروی به گرمابه آمد
کمند گیسو را شست و نیکو آراست / و به هر زلف خود صد پیچ و تاب دارد
هوش مصنوعی: نگاهی به تماشا کن که یارم به من نزدیک شده است، گویی مثل عطر خوش و خوشبوی مشک است که همیشه یادآور لحظات زیباست.
هوش مصنوعی: عزیز من، تو آن قد بلند و ابروی کمانی را داری که هر گل و گلی آماده فدای تو و زیباییات است.
هوش مصنوعی: در مدت زمان کمی، روزگاری بود که به تو یاد دادم که مبادا از چشمانت دور شوی، چونکه تو دارای ویژگیهای خاصی هستی.
هوش مصنوعی: با شوق و شگفتی به سراغ ما آمده است، در حالی که صدها امید و آرزو در دل دارد و با هر حرکتش زیبایی خاصی را به وجود میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.