امیر گنه: کمترین بندومهْ ته گر گُویی
کمترینْ بندهی جانْ جه جدا چه (چون) بَوُویی
ته پاکْ گوهر ره مهرْورزی پرْ بویی
مرهْ به دَنی کَسْ نیِهْ، مه کَسْ تویی
چشْ تازه نرگِس دوستْ خجیرهْخویی
دیمْ سرْخهْ گلِ وَلْگلهْ که پاکْ بشْکُویی
تَنْ سَوسَنهْ که سر بدَرْ اُورْنه گویی
کَمنْ مشکهْ، عاشقْ، انتظار ره بُویی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امیر میگوید: من بندهی کمترین تو هستم اگر بپذیری (بگویی) / بندهی کمترین چگونه از جانان خود جدا میشود
مهرورزی تو،ای گوهر پاک، بسیار است / من در دنیا کسی را ندارم، تنها کس من تو هستی
تن، مانند سوسن است که گویی تازه رسته باشد / کمند گیسویش مشکین و عاشق چشم به راه بوی آن است
ای دلدار من، تن تو مانند سوسن سپید تازه رسته را میماند و کمند زلف تو مشکبیز است که عاشق، چشم به راه بوییدن آن میباشد.
هوش مصنوعی: من کمترین بندهام، اگر تو مرا کمترین بندهی جان بخوانی، چه چیز میتواند مرا از تو جدا کند؟
هوش مصنوعی: عشق و محبت مانند گلی خوشبوست که در زندگی، هیچکس به اندازه تو در ان نشان نمیدهد.
هوش مصنوعی: چشم ها تازه و درخشان مانند نرگس دوست، و رنگ صورتش شبیه گل سرخ و زیبا است که با صفا و پاکی خود را نمایان کرده است.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جذابیت کسی اشاره میکند که دلبرش او را جذاب و عاشق خود کرده است. او مانند بوی خوش مشک است که منتظر دیدارش است و به نظر میرسد هر لحظه که دلبر نزدیک میشود، دل عاشق تپش بیشتری دارد. در واقع، این احساس انتظار و اشتیاق به آن شخص به تصویر کشیده شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.