اَمْرو به سریٰ چیره بدیمه حوره
جوُونی اسّٰا وُ بنمٰا غروره
گاهی به خنده، گاهی سرْ دارنه شوره
نه جایِ هنیشتنْ، نه دلْ دارْمه، بُورهْ
دلْ سُوجنهْ مه هیمه پیونْ تَنُوره
سوراخْ بَیّه دلْ، خنهْ پیُونْ زَنْبُورهْ
نارمهْ طاقتُ و دَسْ مه ندارْنه زُورهْ
یارونْ بُونهْ کَسْ شه جٰانْ بهْله بُورهْ؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
امروز در سرای، چهرهی حوروشی را دیدم / ایستاده بود و غرور جوانی مینمود
گاهی میخندید و گاهی بر سر، شوری داشت / نه جای نشستنم ماند و ته دل داشتم که برود
دل من مانند هیمهی تنور میسوزد / دل من مانند لانهی زنبور، روزن روزن شده است
توانی برایم نمانده و بازویم نیرویی ندارد / یاران! میشود که کسی جانان خود را بگذارد و برود؟
هوش مصنوعی: ما به روح جوانی خود قدرت و تسلط میدهیم و بر غرور خود غلبه میکنیم.
هوش مصنوعی: گاهی انسان به خنده و شادی میپردازد و گاهی نیز دچار غم و ناراحتی میشود. نه جایی برای آسودگی دارد و نه دلی برای تحمل این فشارها.
هوش مصنوعی: دل در آتش عاطفه میسوزد و مانند تنور، در آن شکافهایی وجود دارد که درد و غم را بیشتر نمایان میکند.
هوش مصنوعی: آیا میتوانی در مقابل محبت و قدرت یاران و دوستان، تاب بیاوری و مقاومت کنی؟ آیا زندگی بیدوست ارزش دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.