|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
گلوله (لخته لخته)ی برف میبارد، دوستم میگوید فصل بهار است / باز از بالای جایگاه بر، همه جا نمایان است
هر جا که مشک فروش نشسته باشد، عطّار بیکار است / نزد (برای) من برگریزان (پائیز) و نزد (برای) تو بهار است
تن من سوخته و دل من پر از بار غم است / صد اشتر به قطار کشیده، بر همه بار غم انباشته است
یاران، برادران! از من دوری کنید (کنار بکشید) / میترسم که شعله و شرارهی عشق من شما را فراگیرد
هوش مصنوعی: دوست عزیز، در هر کجا که باشی، به یاد داشته باش که محبت و دوستی همیشه در اطراف ما وجود دارد و میتوانیم در همه جا از آن بهرهمند شویم.
هوش مصنوعی: هر جا که بوی خوشی وجود دارد، عطّار (عطر فروش) بیکار است و دلیلی برای نگرانی و ناراحتی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: مه در حالت تنهاییاش به سر میبرد، دلش پر از غم است. مانند باری که بر دوش شتری سنگین است، او نیز بار غم را بر دوش میکشد.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، برادر! از من دوری کن و عشق را به زبان آورید، اما شکوهمند شمارهاش را بگو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.