|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
بال (بازو) را متابان، من توان آن تابیدن را ندارم (به حالت غرور راه مرو) / من تاب و توان، چشم سیاه تو را ندارم
تو زلف را با گلاب میشویی، امّا من آب هم ندارم / عاشقی را زر میباید، من که آن را ندارم
بال را تاب مده، طاقت آن تاب ندارم
طاقت چشم سیاهت، من بیتاب ندارم
زلفشویی به گلاب،ای مه و من آب ندارم
عاشقی زر طلبد، من که زر ناب ندارم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم این درد و غم را تحمل کنم، طاقت دوری تو را ندارم و نمیتوانم به چشمان سیاه تو نگاه نکنم.
هوش مصنوعی: تو زلفت پر از زیبایی و شوری است، اما من در عشق تو چیزی ندارم و هیچ موفقیتی کسب نکردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.