|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
آنقدر دارواش (علف درخت) به گیلایم دادم / که چوب و شاخههای درخت، قبایم را پاره کرد
حالاکه رفت غذایم به شیر آمیخته شود / خبر آمد که گرگ گیلایت را دریده است
چه زحمتها کشیدم روز و شبها
که دارهواش چیدم بهر گیلا
ز شاخ و چوب آن دار و درختان
قبا و البسه گردید خلقان
رسید آنکه که گیلایم دهد شیر
کزان سازم غذایی و خورم سیر
خبر آمد که گرگ صید دیده
رسید و سخت گیلایت دریده
از بس واشِ درخت به گیلا دادهام که چل و چوب درخت قبای مرا از بین برده است. توضیح: «واش» واژهای است بازمانده از زبان پهلوی به معنی سبزی. این واژه، هنوز هم در سرایر ایران به کار میرود؛ مانند «ترش واش» و ....
اکنون [که] رفته در پلوی من شیر بریزد. خبر آمد: گرگ به گیلای تو زده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.